::صفحه نخست :: استانها :: آرشيو :: پیوندها  دوشنبه 1389/06/15  
  :: راه نا تمام
  :: سخن دوست
  :: محفل
  :: منظر
 
نام کاربري :
رمز عبور :
    
 
عبارت :
در گروه :
   
   


  گروه مطلب : سخن دوست/

 
انقلاب ایران انقلابی آسمانی بود

شاید باور کردنش کمی سخت باشد که نوجوانی با تحصیلات هنرستانی  آن هم در رشته الکترونیک فقط به خاطر استخراج پاسخ شبهاتی که یک معلم ساواکی قبل از انقلاب در کلاس مطرح می کرده است تمام مسیر زندگی اش تغییر کند و حوزه علمیه را برای ادامه تحصیل انتخاب کتد . آدمی که بعد ها به یکی از مریدان ویژه امام روح الله تبدیل می گردد . حجت الاسلام و المسلمین احمد ضرابی مدیر موسسه پیوند با امام (ره) مشهد می باشد . او در گفتگو با ما پیرامون فعالیت های موسسه فرهنگی پیوند با امام و البته سابقه فعالیت های نیروسازی و فرهنگی خویش سخن به میان آورده است . صحبت های یک روحانی که هنوز هم از مسائل فنی برق و الکترونیک سر در می آورد و البته موسسه ای به مختصات پیوند با امام را می گرداند ، بی شک خواندنی خواهد بود .

_ آقای ضرابی چه ارتباطی میان دنیای الکترونیک و دنیای دروس حوزوی می تواند وجود داشته باشد که شما به این انتخاب رسیدید؟

دوران تحصیل من در هنرستان صنعتی الکترونیک ، درست مصادف شده بود با ایام وقوع انقلاب اسلامی در آن روزگار مسائل مربوط به انقلاب در جامعه اولین سوژه برای همه محسوب می شد . در دبیرستان ما هم مثل هر جای دیگری بچه ها شوق شرکت در انقلاب و فعالیت های سیاسی را داشتند ، اما در هنرستان ما معلمی وجود داشت که از نیروهای ساواک بود ، با اینکه آدم با اطلاعات و تحصیل کرده ای بود در میان کلاس هایش همیشه به مبانی اعتقادی بچه ها در مکتب اسلام حمله می برد و آنها را مورد تمسخر قرار می داد و اعتقادات بچه های کلاس را رد می کرد و خرافات می دانست . تنها کسی که در کلاس ما در صدد جواب دادن به او بر می آمد من بودم . تمام تلاش خود را می کردم تا بتوانم جواب سوالات او را به بهترین نحو و منطقی سر کلاس بدهم . تقریبا هم می توان گفت موفق می شدم ، چراکه دیگر بچه ها همیشه مرا برای پاسخ به سوالت او انتخاب می کردند و بعد از جواب برایم تشویق می کردند و همین بیشتر حرص آن معلم مان را در می آورد . شاید اگر آن مبارزات و صحنه ها نبود من هیچ وقت به فکر رفتن به مدرسه حوزه علمیه نمی افتادم . تحقیق من در حوزه دینی برای جواب دادن به سوالات آن معلم مان حس عجیبی در من بوجود آورده بود . به نوعی یک حس دفاع از حریم دین بود که داشت در من شعله ور می گشت. وقتی هم که به طور جدی وارد تحصیلات علوم دینی شدم به مباحث فلسفی و معارف علاقه مند بودم . کلاس های اساتید مختلفی مثل آیت الله مصباح یزدی هم شرکت می نمودم . نهایتا گرایش من شد رشته فلسفه علوم اسلامی و همزمان با آن هم به مشهد که آمدیم در دانشگاه علوم رضوی در سطح دکترا در رشته فلسفه اسلامی قبول شدم و به تحصیلاتم ادامه دادم .

_انگیزه راه اندازی موسسه پیوند با امام از کجا و چگونه بوجود آمد ؟

در سال های تحصیلم از میان همه آثار متعددی که از اساتید مختلف خوانده بودم تنها کتاب های حضرت امام مرا به خود جذب کرده بود . به قدری که احساس می کردم در اقیانوسی از معارف قرار گرفته ام . واقعا افکار و اندیشه های فلسفی امام خیلی کم در جامعه مطرح می شود . در حالی که می بینیم نزدیک ترین افراد و یاران امام که حتی بعد از انقلاب حساس ترین مسئولیت ها به آنها سپرده می شد از کسانی بودند که شاگردان ویژه امام محسوب می شدند و به شدت جذب افکار فلسفی و معرفتی امام قرار داشته اند . مثل شهید مفتح ، دکتر بهشتی ، شهید مطهری و . . . اما انگیزی اصلی راه اندازی این موسسه از آنجا شکل گرفت که من در تدریس هایم در دانشگاه های مختلف با دنشجویان علاقه مند زیادی مواجه شدم . به نحوی که به صورت آزاد هم سر کلاس های من می نشستند و حتی خارج از دانشگاه هم جلساتی را از بنده مطالبه می کردند . همین طور هم شد و من جلساتی را بیرون از دانشگاه برای آنها ترتیب دادم .در آنجا مباحث مختلف اخلاقی ، تفسیری و معارف مورد بحث قرار می گرفت . در آینده چون کلاس های خارج از دانشگاه تعدد زیادی پیدا کرد بنابراین دنبال مجوز های قانونی آن رفتیم تا این فعالیت ها را نظام مندتر و در یک بستر قانونی پیش ببریم . لذا موسسه فرهنگی پیوند با امام کار خود را اوایل سال 1380 آغاز کرد . این نام را هم از آنجایی گرفتیم که محوریت اکثر بحث های ما حضرت امام خمینی بود . اساس نامه این مجموعه را هم تبیین افکار و اندیشه های امام برای نسل جوان قرار دادیم . اثار حضرت امام نیز از آنجایی که قلم سنگین و علمایی دارد نیاز به بازنویسی و روان نویسی برای درک و فهم بهتر جوانان داشت . لذا ما در برنامه کاری موسسه کتاب های مخصوص شرح و تبیین آثار حضرت امام را مورد بحث و محوریت قرار دادیم . جالب اینجاست که این داشنجویان به خاطر علاقه وافرشان برخی بعد از گذراندن دروس دانشگاهی به حوزه روی آوردند و روحانی نیز شده اند . الان نیز تعدادی از همین دوستان به لحاظ رتبه بالای علمی در پارک علم و فناوری مشهد مسئولیت نیز دارند .

_ از جمله فعالیت های موسسه پیوند با امام تا کنون چه بوده است ؟

از جمله آثار بازنویسی شده می توان به کتاب هایی مثل "با امام در میهمانی خدا" و کتاب " اسرار عالم خیال " و "اشک های پیر جماران " ،    "بازآفرینش زن" ، "امام خمینی عرفان و حماسه" ، "نصایح حضرت امام" و اخیرا هم کتاب "معرفت شهودی حضرت امام"  نیز اشاره کرد . الان نیز حدودا 10 عنوان کتاب جدید را با محوریت فرمایشات حضرت امام در مرحله تولید داریم و البته باید اشاره کنم این کتاب ها تنها به نقل قول از امام نمی پردازد ، بلکه در کنار آن تحلیل و توضیح و تبیین آثار هم ارائه می شود .

_برای گسترش و توسعه این مجموعه چه تدبیری اندیشیده بودید ؟

به مرور بعد از گذشت چند سالی و فعال تر شدن مجموعه، به دنبال گسترش و توسعه قانونی آن نیز بودیم و توانستیم بخش انتشارات  موسسه را نیز فعال کنیم . همچنین بخش پژوهشی و آموزشی مجموعه نیز کار خود را شروع کرد . و حتی شاخه های دیگر مجموعه از قبیل خیریه و خانه فرزندان بی سرپرست نیز گسترش پیدا کرد . واحد خواهران مجموعه به طور مستقل کار خود را ادامه داد . خلاصه رسالت اصلی موسسه  ارائه آثار امام به زبان امروزی و ادبیات جوان پسندانه است .

_ با این همه پیوند با امام ، فکر می کنم بحث گفتمان انقلاب ما هم با محوریت حضرت امام پیش برود بد نیست . اگر یادتان باشد امام در اولین بیانیه ها واختارهایشان در دهه چهل به شاه طوری صحبت می کردند که هنوز نیت انقلاب بوجود نیانده بود و تنها با نگاهی اصلاح طلبانه این بیانیه ها صادر میشد . به نظر شما آیا اساسا جامعه و نظام مریض آن زمان با اصلاحات و یک سری متمم ها تصحیح نمی شد ؟ ویا اینکه به غلیان آمدن احساسات عمومی مردم و حتی نوعی بلوغ فکری برای جامعه باعث وقوع انقلاب شد ؟ اگر انقلاب کمی زودتر و یا دیرتر از موعد خودش اتفاق می افتاد چه چیزی پیش می آمد ؟

ببینید صورت های متفاوتی برای وقوع این انقلاب قابل تصور هست و هر شکلی از این تصورات قابل پیگیری و ادامه است . ولی امام در خصوص اصلاح جامعه و در اینکه وظیفه ای دارند در رابطه با دفاع از اسلام ، به نظر می رسد بیشتر بیان را خود حضرت امام دارند . طوری که ما می بینیم ابتدا جملات ایشان بر حسب خیر خواهی و بر اساس امر به معروف و نهی از منکر بود . درست مانند فرستادن حضرت موسی به سمت فرعون هنگامی که طغیان کرده بود از طرف خداوند . که خداوند به حضرت موسی امر به لطافت و آرامش برخورد کردن می کند . حتی برای تذکر دادن معمولی . این بیان دارد نیت کسی را می گوید که با نگاهی خیرخواهانه قصد اصلاح جامعه را دارد نه اینکه به تائید رفتار و کردار فرعون باشد . لذا حرکت امام در خصوص تعرضاتی که به حوزه های علمیه و جامعه ایران و مردم بی گناه می شد ، در جایگاه خودشان انجام وظیفه می کردند . و با اتکاء به خداوند و اعتماد به حرف حقی که میزدند همانند انبیاء الهی برای اصلاح جامعه پیش می رفتند . و این اعتماد به نفس بی نظیر امام نیز همانند اولیاء الهی از آسمان نشات می گرفت به طورری که در خاطرات ایشان به رویا های صادقه ای اشاره شده است که به نقل از اطرافیان و شاگردان ایشان بارها برای موضوعاتی خاص بازگو شده است . امام نیز یکی از خواب هایشان را نقل می کردند به این مضمون که دیدم بر روی نقشه ایران ایستاده ام و دیدم که نقشه آتش گرفته است و من در خواب با عبای خودم سعی در خاموش کردن آن داشتم . رویاهای صادقه ای مانند این رسالت امام را بیش از پیش زیاد و حساس می کرد . لذا می بینید که گویی انقلاب از جایی دیگر کنترل می شد و دقیقا در ابعاد زمانی و مکانی خاص خودش اتفاق افتاد . البته بر حسب تقدیر خداوند زمینه ها و شخصیت ها و شرایط را برای وقوع یک اتفاق آماده می کند .  حال ممکن است این سوال پیش بیاید که وقوع هر انقلابی نیاز مند وجود پیش بینی ها و طرح ها و نقشه هاست . و البته سازماندهی و پرورش نیروهای لازم . وحال اینکه نگاه امام این نیست ! نگاه امام این است که خداوند اراده ای کرده است و اوست که زمینه ها را ایجاد می کند و به موقع رجال و شخصیت ها در مقطع زمانی و مکانی خود ایفای نقش می کنند . می بینیم که از نگاه امام همه در تحقق یک اتفاق ایفای نقش می کنند به اراده الهی ، حتی خود امام هم در این اتفاق نقش خودش را درست و به جا ایفا کرده است . این معادله حتی بعد از انقلاب هم در کشور ما جاری بوده است . کودتا های نافرجام متععد ، عملیات مختلف جنگ که مهم ترین آن هم شکست حصر آبادان بود . امام وقتی خبر خصر آبادان رسید ، فرمود : شما اینجا هستید اگر بیایید اینجا و از اینجا به ماجرا نگاه کنید می بیند که اصلا این خبر ها نیست ! و این اعتماد و آرامش فراوان حکایت از اراده الهی دارد .

_ به نظر شما تفاوت ذاتی انقلاب ایران با سایر انقلاب های مشابه مثل انقلاب فرانسه و یا روسیه در چسیت ؟

چیزی که به نظر بنده می رسد این است که انقلاب به انگیزه و نیت افراد راه اندازنده آن است که مفهوم و معنی پیدا می کند . در همه انقلاب های دنیا میبینم که در یک طرف ظالمانی هستند که سال ها بر مردم ظلم و ستم روا داشته اند . این جنبه همیشه بین همه انقلاب ها مشترک است . و مردمی که برای احقاق حق خودشان دست به قیام و انقلاب زده اند . طرف دیگر این معادله بوده اند . اما نکته مهمی که اینجا وجود دارد این است که نیت و انگیزه اصلی وقوع یک انقلاب چیست ؟ انگیزه در کشور های کمونیستی بیشتر معیشت است و نارسایی هایی که در جامعه دیده می شود و نهایتا منجر به انقلاب می گردد . و تغییراتی در جامعه صورت می پذیرد که در حقیقت معلول آن اراده جمعی هستند . اما آن انقلابی که ریشه اش الهی باشد تفاوت می کند . یعنی مردم انقلاب نمی کنند که به آب و نان برسند بلکه در اعماق وجود خودشان حس انسانی آنها و فطرت الهی آنها باعث می شود نسبت به ظلم و بیداد به خاطر خداوند و به خاطر اینکه همین قیام فی نفسه خودش یک ارزش محسوب می شود ، دست به انقلاب می زنند.  این امر در شعار ها و ارزش های مردم انقلابی دیده می شود . قیامی که به نوعی الکو برداری از قیام امام حسین مقابل ظلم ستیزه زمانه بوده است . شعار هایی مثل " هیئات من الذله " نشان می دهد که انگیزه مردم انقلاب کننده بیشتر الهی و آسمانی است تا مادی و زمینی . این حرکت برای دفاع از ارزش های الهی تحقق پیدا می کند . به نظر من این انقلاب اسلامی از این جهت اگر منحصر به فرد نباشد در انقلابات متعدد دنیا بسیار کم نظیر است . بر خلاف سایر انقلاب های دنیا به راستی در ایران رهبریت آمد و به انقلاب ایران رنگ و بوی الهی بخشید و انگیزه های خدایی مردم را برانگیخت مردم ایران به واقع برای نان شب شان انقلاب نکردند بلکه برای احقاق حق و استیلای اسلام ناب محمدی دست به انقلاب زدند . گذشته از آن جوان هایی که در جریان این انقلاب آندند و شرکت نمودند و در تحقق آن جان خود را فدا کردند ؛ خون آنها باعث شد که این انقلاب در آینده بیمه شود . و خطرات آینده آن را کمتر می کند .

بازديد : 440
نظر به مطلب
نام و نام خانوادگی:
آدرس ایمیل:

این مطلب تا چه حد مورد توجه شما قرار گرفته است؟

تا کنون 0 نفر در مورد این مطلب نظر داده اند 
کم زیاد
لطفا متن نظر خود را در این قسمت وارد کنید

 

  :: مطالب مرتبط

  جوان امروز ما بسیار آرمان گراست ادامه ...
  در حوزه ی تربیت اول تزکیه بعد تعلیم ادامه ...
  جوانان از نگاه یک استاد ادامه ...
< >