خبرگزاري فارس: حبيبالله عسگراولادي گفت: حيات و عزت در پيشرفت كشور است، بايد يك نظام كار آمد را در دهه چهارم مديريت كنيم كه براي جوامع اسلامي الگو باشد، نياز داريم مرتب بازخواني انقلاب را داشته باشيم و از خودمان حساب بكشيم.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با توجه به سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و لزوم بازگويي چرايي وقوع انقلاب اسلامي به سراغ حبيبالله عسگراولادي از موسسين حزب موتلفه اسلامي و از مبارزين سابق رفتيم كه گفتگوي زير حاصل آن است.
فارس: علت و چرايي آغاز فعاليتهاي مبارزاتي خود را در دوران رژيم طاغوت بيان كنيد و اولين بازداشت شما چه زماني صورت گرفت؟
*اولين نشانههاي فعاليت مبارزاتي بنده در دهه 30 همزمان با نهضت ملي شدن صنعت نفت بود، هر جواني كه دل در گرو پيشرفت كشور و خدمت به مردم نجات كشور از استعمار انگليس داشت پا به عرصه فعاليت سياسي گذاشته بود، بنده هم مثل هزاران جواني كه شور انقلابي داشتيم براي همراهي با مراجع عظام تقليد و روحانيت مبارزه به اقيانوس پر خروش ملت پيوستيم، به همين دليل در يكي از تظاهرات و راهپيمايي بر عليه غصب فلسطين به دعوت مرحوم آيتالله كاشاني شركت داشتم و پس از آن زمان دستگير و به مدت كوتاهي بازداشت شدم.
فارس: برخي از افراد اين شبهه را مطرح ميكنند كه بعد از دستگيري اعضاي هياتهاي موتلفه در دهه 40، اين گروه تا پيروزي انقلاب اسلامي فعاليت خاصي نداشته است؟
*هياتهاي موتلفه اسلامي يك جريان نيرومند سياسي در كشور بودند كه در دهه چهل به اذن و هدايت امام خميني (ره) شكل گرفت اين تشكل از ابتداء متكي به شخص نبود و اتكاي خود را به سيستم و سازمان داشت، اين گزاره خلاف واقع است كه پس از دستگيري و اعدام كادرهاي اوليه مؤتلفه اسلامي فعاليت نداشتيم، زندانها مملو از جواناني از موتلفه اسلامي بود كه بعد از دستيگري و اعدام انقلابيون اوليه، تا روز پيروزي انقلاب به زندان ميآمدند و ميرفتند. موتلفه اسلامي چون با مرجعيت و روحانيت رابطه ارگانيكي داشت در حقيقت يك منطق سياسي يا بهتر بگويم يك انديشه سياسي بود و همين منطق در انقلاب پيروز شد.
فارس: كي و چه زماني با امام خميني (ره) آشنا شديد و چه كسي در اين رابطه معرف شما بوده است؟
*فروردين سال 40 آيتالله بروجردي رحلت كردند و در اسفند سال 40 آيتالله كاشاني به رحمت ايزدي پيوست در سراسر كشور براي بزرگداشت اين دو رجل سياسي و مذهبي مراسمهاي با شكوه برگزار شد از همان زمان اين ايده شكل گرفت كه ميتوان با رهبري روحانيت بار ديگر يك حركت نو را سامان داد. رژيم سفاك پهلوي پس از كودتاي 28 مرداد هر صدايي را در گلو خفه كرده بود و به قول شاعر « در مزار آباد شهر بي تپش واي جغدي هم نميآمد به گوش»، رژيم پهلوي به سرعت دارها را بر چيد و خونها را شست و به زعم خود سر و سامان به خود داد و پس از رحلت آيتالله بروجردي آماده دور جديد حملات به اسلام و ملت بود. لذا بحث انجمنهاي ولايتي و ايالتي كه مطرح شد نهضت امام (ره) كليد خورد. انقلابيوني كه پس از كودتاي 28 مرداد خار در چشم و استخوان در گلو بودند احساس كردند با رهبري امام خميني (ره) ميتوانند يك آرزوي انقلاب جديدي را سازمان دهند. انقلابيون تمام آمار و آرزوهاي خود را در نوع ظهور، رشادت، دانش اسلامي و الهي امام (ره) جستجو ميكردند و گويي مراد، رهبر و مقتداي خود را پيدا كردهاند. ما هم با جمعي از دوستان كه دستي در نهضت ملي شدن نفت داشتند در قالب هيئتهاي مذهبي متشكل شديم و ارتباط خود را با روحانيت و مراجع تعريف كرديم تا اينكه در يك روز چند هيئت مذهبي موفق شديم با امام ملاقات كنيم و امام يك علقه و الفتي بين ما بر قرار كرد و از همانجا نطفه هيئتهاي موتلفه اسلامي پايهريزي شد كه اوج كار ما در قيام تاريخي 15خرداد و نيز اعدام انقلابي حسنعلي منصور نخست وزير خائن شاه در دهه چهل در تاريخ ايران ماندگار شد. موضوع اينكه آشنايي با حضرت امام (رض) از چه زماني آغاز شد، بايد عرض كنم كه چون حقير طلبهاي كه در مسجد جامعه تهران و مسجد امين الدوله دروس طلبگي را شروع كرده بودم و مرحوم شيخ محمد حسين زاهد استاد حوزوي و امام جماعت مسجد امين الدوله بودند و مرحوم آيتالله حاج شيخ عبد الكريم حق شناس كه در حوزه مقدس علميه قم از شاگردان حضرت امام بودند و در هفته يك شب در مسجد امين الدوله تفسير قرآن، معارف و اخلاق براي حضار ميفرمودند فراوان از نام استادشان حاج آقاي روحالله به بزرگي ياد ميكردند. و از سالهاي 1338 و 1339 آشناييهاي حضوري را خداوند توفيق مرحمت فرمود و معرفي هم توسط مرحوم آيتالله حق شناس به عنوان مقدمه انجام گرفت.
فارس: علل تاسيس حزب جمهوري پس از پيروزي انقلاب اسلامي و در نهايت مسكوت ماندن فعاليت اين حزب را بيان كنيد؟
*پس از پيروزي انقلاب همه گروههاي و تشكلهاي مذهبي كه به روحانيت و مرجعيت اعتقاد داشتند به اين نتيجه رسيدند كه فعاليتهاي سياسي خود را متمركز و يك كاسه كنند و لذا شهيد بهشتي، شهيد باهنر، آيتالله العظمي خامنهاي، آيتالله هاشمي رفسنجاني و آيتالله موسوي اردبيلي با انتشار بيانيهاي به اين خواست انقلابيون پاسخ مثبت دادند و پايههاي حزب جمهوري اسلامي ريخته شد. اين حزب به رهبري آيتالله شهيد بهشتي و با كمك و معاضدت امام خميني (ره) در حساسترين دوران انقلاب اسلامي كه دوران گذار از رژيم پهلوي به نظام مقدس جمهوري اسلامي بود منشاء خدمات زيادي شد و توانست كار انتقال را هوشمندانه، شجاعانه و عادلانه انجام دهد. مهمترين ماموريت حزب استقرار و صيانت از نظام بود لذا مرحوم شهيد بهشتي همانطور كه در فهم دقيق ملت ما در روز تشييع پيكر پاك او بود با خون خود قانون اساسي را نوشت و پاي استقلال و آزادي ملت، امضايي خونيني گذاشت. حزب جمهوري اسلامي در جلوگيري از انحراف نهضت امام (ره) به ليبرال دموكراسي و سوسيال دموكراسي نقش تعيين كننده در روشنگريهاي داشت. حزب اتحاد شوم كفار، منافقين و مشركين عليه انقلاب را رسوا كرد و تا پاي جان ايستادگي و فداكاري كرد. حزب در حقيقت يك جبهه عليه دشمنان شناخته شده نظام بود همه كساني كه دل در گروه اطاعت از امام داشتند در اين معبر جمع شده بودند. شهيد بهشتي معمار انقلاب اسلامي و در صف اول فداكاري براي مردم و امام بود خدا ايشان را رحمت كند؛ خون دلهايي كه او براي صيانت از انقلاب خورد شايد هيچ رجل سياسي و مذهبي نخورده است. حزب موتلفه اسلامي به محض اعلام موجودي حزب جمهوري اسلامي چون از قبل با حضرت آيتالله بهشتي، آيتالله هاشمي رفسنجاني، شهيد آيتالله باهنر، آيتالله العظمي خامنهاي و آيتالله موسي اردبيلي در جريان نهضت ارتباط تنگاتنگ داشت جزء اولين تشكل هايي بود كه پاسخ مثبت به بيانيه حضرات داد و كادرهاي حزب جزء استخوان بندي اوليه حزب جمهوري اسلامي قرار گرفتند. موضوع مسكوت ماندن فعاليت حزب به امر امام در مقطعي صورت گرفت كه تضاد بيروني حزب از بين رفته بود و نوعي رقابت تعريف ناشده در داخل حزب شكل گرفته بود كه به زيان كيان اسلام و نظام بود من معتقدم همين موضوع مسكوت ماندن فعاليت حزب ميبايستي به عنوان يك تز دانشگاهي در دستور كار دانشگاههاي علوم سياسي قرار گيرد تا به لحاظ علمي مشخص شود فلسفه اين كار چه بود و چه نتايجي داشت و بنيانگذاران حزب در طراحي خود چه دقتهايي را ملحوظ نظر نداشتند كه كار حزب به آنجا كشيد. به هر حال به لحاظ سياسي وضعيت آن روز حزب كمكي به كار آمدي نظام نميكرد لذا همه به اين نتيجه رسيدند كه فعلاً مسكوت بماند و امام (ره) هم مهر تائيد به آن زد. البته فعاليت سياسي گروههايي كه در اين مجموعه جمع شده بودند متوقف نشد و با همان نامهايي كه قبل از تأسيس حزب فعاليت ميكردند به فعاليت خود ادامه دادند.
فارس: فرصتها و تهديدهاي فراروي انقلاب اسلامي در دهه چهارم انقلاب چه ميدانيد؟
*انقلاب طي سه دهه گذشته فراز و نشيبهايي بسياري را پشت سر گذاشته و يك حركت تكامل و رو به رشد را طي كرده است. دهه چهارم انقلاب را رهبر معظم انقلاب اسلامي دهه پيشرفت، عدالت و خدمت به مردم نامگذاري كردند. مردم و مسئولان هر چه دارند بايد در طبق اخلاص بگذارند و انقلاب را در چشمها به سوي آينده ياري كنند. حيات و عزت ما در پيشرفت كشور است ما بايد يك نظام كار آمد را در دهه چهارم مديريت كنيم كه براي جوامع اسلامي الگو باشد ما نياز داريم مرتب باز خواني انقلاب را داشته باشيم و از خودمان حساب بكشم و به اين سوال پاسخ دقيق بدهيم كه كجا بوديم؟ آلان كجا هستيم؟ در آينده به كجا خواهيم رسيد؟
جمهوري اسلامي پاسخ به يك مطالبه تاريخي ملت در رهايي از قيد سلطنت و استبداد پهلوي و استعمار خارجي بود. انقلاب همواره از سوي جبهه گستردهاي از دشمنان خارجي مورد تهديد است آنها هيچ گاه لحظهاي از آسيب زدن به ما و مانع تراشي در سر راه پيشرفت كشور دست بر نميدارند. اين تهديد دائمي است كه جمهوري اسلامي از آن به صورت يك فرصت براي پيشرفت كشور استفاده ميكند، البته ميشود فهرستي از تهديدات و فرصتها را مطرح كرد و ساعتها روي آن بحث نمود مثلاً: اينكه ما اگر بسط عدالت در جامعه خود را فراموش كنيم و به محرومين و مستضعفان بياعتنا باشيم اين يك تهديد جدي عليه نظام است و اينكه مسئولان خدمت به مردم و فداكاري براي انقلاب را فراموش كنند و به پستهاي سياسي يا مسئوليتهاي اقتصادي به عنوان ابزاري براي جمع آوري ثروت و بسط قدرت خود نگاه كنند خطرناك است و يك تهديد محسوب ميشود و اينكه مسئولان ساده زيستي و مردمي بودن را فراموش كنند و از ارتباط برقرار كردن با متن توده مردم اباء داشته باشند اين يك تهديد است و اينكه از حقوق هستهاي ملت صرف نظر كنيم و اجازه دهيم دشمن جلو پيشرفت كشور را بگيرد يك تهديد است.
مردم و مسئولان با رهبري معظم انقلاب بايد اين تهديدات را فرصتي براي پديداري كار آمدي نظام بدانند كما اينكه در سي سال گذشته واقعاً رهبري انقلاب توانايي تبديل تهديدات به فرصتها را داشته است. انقلاب بايد سلامت معنوي خود را حفظ كند تا از درون پوسيده نشود ما بايد روز به روز به اقتدار ملي كشور بيافزائيم دانشگاهها و حوزههاي علميه در سراسر كشور دو كانوني هستند كه ميتوانند ضامن عزت و اقتدار فرهنگي، علمي اقتصادي و اجتماعي باشند. مقام مظعم رهبري در سخنراني عالمان خود در دانشگاه علم و صنعت زواياي مهم اقتدار ملي را بيان فرمودند و وظايف طلاب و دانشجويان را در نهضت علمي كه براي پيشرفت و خدمت داريم بر شمردند و من ايمان راسخ دارم كه اين انقلاب الهي را حتماً به صاحب اصلي آن ميتوانيم به سلامت تحويل دهيم، صدق و اخلاص انقلابيون بويژه نسل سوم انقلاب ما را در اين مسير موفق خواهد كرد.
انتهاي پيام/