نگاهی به رویکردهای مختلف در تبیین ضرورت کار جمعی
علی اکبرپور
کارجمعی در دنیای امروز، می رود که به یکی از ضروریات زندگی بشر تبدیل شود و به وضوح می توان گرایش به کار جمعی را در میان طیف های مختلف جامعه و در محیط های علمی، فرهنگی، مذهبی و سازمانی مشاهده کرد.
البته کار جمعی، فقط یکی از تعابیری است که در عرف امروز بر این مدل از کار اطلاق می شود و می توان از واژه های دیگری چون کارگروهی، تیمی، سیستمی، تشکیلاتی و... نیز در عرض آن نام برد. صرف نظر از تعاریفی که برای هرکدام ارائه گردیده و تفاوت هایی که میان آنها لحاظ شده است، دراین یادداشت، منظور از عنوان «کارجمعی»، مطلق هر اجتماع برای فعالیتی هدف دار است که در واقع شامل تمام موارد فوق الذکر می شود.
آنچه در این جا برای ما حائز اهمیت است، احصاء رویکردهای مختلفی است که ممکن است به کار جمعی وجود داشته باشد و عاملی شود برای اینکه افرادی، این مدل را حاکم بر فعالیت های خود بنمایند. این رویکردها در واقع به منزله ی نوع نگاه و مدخل افراد به کار جمعی است و به روشنی در انتخاب یا طراحی مدل، نوع ارتباطات انسانی در جمع، میزان تعهد به آرمان جمع، ضمانت انجام وظایف، ضمانت بقای جمع و ... اثرگذار است.
همچنین با طبقه بندی این رویکردها و تبیین ظرفیت ها و برشماری مزایا و آسیب های احتمالی هریک، می توان جمع های ناموفق یا از بین رفته را مورد تحلیل آسیب شناسانه قرار داد ، چرا که یکی از مهمترین عواملی که یک مجموعه از انسان ها را به هم پیوند می دهد و منجر به تشکیل یک جمع می شود ضرورتی است که تک تک افراد را متقاعد کرده که عضو آن مجموعه شوند. حال ، اصالت و میزان پایداری این عامل و مسائل آسیب زا در تداوم آن، نسبت مستقیمی با بقا یا زوال یک مجموعه دارند. البته این نوشتار فقط در صدد طبقه بندی این رویکرد هاست و تاثیرات هریک از این رویکردها در کار جمعی، به فرصتی دیگر موکول می شود.
1. رویکرد دینی:
با تأمل در منابع دینی، می توان توصیه ی دین به کار جمعی را به راحتی استنباط نمود. البته به نظر می رسد اسلام، مدل خاص و جزیی در کارجمعی ارائه نداده و فقط در مقام تبیین و توصیه، به چارچوب ها و کلیات اکتفا کرده است که بی شک، با توجه به اصل خاتمیت و ابدیت دین اسلام، غیر از این نیز توقع نمی رود چرا که جزئیات با متغیرهای مختلف زمانی و مکانی رقم می خورند.
در مجموعه ی آیات و روایات، دلایل و شواهد متعددی بر این امر می توان یافت که فی الجمله در موارد ذیل، قابل طبقه بندی هستند:
1-1. تبیین فطرت اجتماعی انسان
1-2. ضرورت جمع گرایی
1-3. اهداف مطلوب در کار جمعی
1-4. شاخص های اجتماع دینی
1-5. دعوت به حضور در جمع
1-6. تبیین چگونگی روابط در یک جمع و آسیب شناسی آن
تفصیل این بخش، مجالی دیگر می طلبد اما به تبرک، فقط به دو آیه ی کریمه در این باب اشاره می کنیم.خداوند متعال در آیة دوم سوره ی مائده فرموده: « وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى » که در واقع، توصیه به تعاون و همکاری بر محور نیکی و تقوا می باشد. همچنین در آیة آخر سوره ی آل عمران می فرماید: « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا »، مومنان توصیه به مصابره و مرابطه شده اند که هر دو، افعالی طرفینی هستند.
2. رویکرد فلسفی:
فلسفه نیز در چارچوب نگاه وجودشناسانه ی خود، جمع و اجتماع را مورد بررسی قرار داده و به شیوه ی علمی خود، این ضرورت را برای ما اثبات کرده است.
از نظر فلسفه، جامعه و به تبع آن، جمع، نوع خاصی از وجود است و تحلیل هستی شناسانه ی آن، فهم بسیار عمیق تری از این نوع وجود در عالم هستی را فرا روی ما قرار می دهد. فلسفه، جمع را نسبت به فرد، نوع متکامل تری از وجود می داند. به بیان دیگر، تمایل به تکامل، تمایل به ترکیب را به وجود می آورد و این ترکیب که می تواند در لایه های مختلف وجود انسان ها شکل بگیرد، یک جمع را به وجود می آورد. به تعبیر شهید مطهری، « تأثیر افراد در یکدیگر، سبب بوجود آمدن یک واقعیت جدید است به نام جامعه »1.
به عنوان مثال، ترکیب اراده های یک مجموعه از انسان ها بر انجام کاری، وجودی قوی تر از جنس اراده را پدید می آورد که غیر از جمع جبری اراده ی تک تک افراد آن جمع است و وجودی غیر از آن هاست.
فلسفه پس از اثبات این نوع از وجود، به تبیین ویژگی های این نوع وجود می پردازد و برای آن، حیات، طبیعت، شخصیت، استقلال، شعور، ادراک و ... را نیز اثبات می کند.
گام بعدی فلسفه، اصالت دادن به جمع در عرض فرد است. اصالت فرد و اجتماع یکی از مسائلی است که فلاسفه ای چون علامة شهید مطهری به تفصیل به تبیین آن پرداخته اند.
3. رویکرد انسان شناختی:
شناخت انسان نیز یکی از منظرهایی است که می تواند در اثبات ضرورت کار جمعی به کار آید. از آنجا که انسان، از زوایای مختلف می تواند مورد شناخت قرار گیرد، این سرفصل، قابل تفصیل به موارد ذیل است:
3-1. انسان شناسی فطری: یکی از گرایش های اصیلی که ما انسانها در وجود خود درک می کنیم، میل باطنی به انواع ارتباطات انسانی است. پس حضور در یک جمع و کار جمعی، در راستای فطرت الهی انسان می باشد. هم چنین از آنجا که کمال انسان، در فعلیت یافتن تمام ابعاد فطرت انسانی است، به فعلیت رسیدن این بعد نیز یکی از شروط کمال انسان است.
3-2. انسان شناسی فلسفی: در بخش رویکرد فلسفی، ذکر شد.
3-3. انسان شناسی روان شناسانه: این منظر، در افقی غیر از فطرت انسان مورد نظر است و در واقع لایه ای سطحی از وجود انسان را مورد توجه قرار می دهد. برخی از عواملی که می تواند از لحاظ روانی، انسان را تحت تأثیر قرار دهد و او را به کار جمعی متمایل کند، از این قرار است:
3-3-1. نیاز تعلق به یک گروه، یکی از نیازهای مشترک انسانی است که روان شناسان بر آن صحه گذاشته اند. نمونه ی بارز آن، اشتیاق مفرط نوجوانان به عضویت در گروه همسالان است.
3-3-2. ترس از عامل بیرونی و فشارهای محیطی، می تواند انسان را ناگزیر به عضویت در یک جمع نماید. خواه به انگیزه ی فرار از آن عامل و خواه با انگیزه ی مقابله با آن عامل به کمک جمع.
3-3-3. ضعف شخصیت و عدم اعتماد به نفس در انجام کارها، می تواند انسان هایی با چنین وصفی را به سمت نیاز به عضویت در یک جمع سوق دهد.
3-3-4. کم همتی و عدم پشتکار در انجام امور، می تواند یکی دیگر از عواملی باشد که برخی را تشویق به عضویت در جمع بنماید. این افراد در واقع می کوشند با اتکا به جمع و تعهد به آن، عدم تعهد به برنامه های فردی خود را جبران کنند و در بستر جمع، به انجام برنامه های خود بپردازند. به عنوان مثال می توان فردی را در نظر گرفت که با عضویت در یک گروه مطالعاتی، به انجام مطالعات مورد علاقه ی خود می پردازد.
4. رویکرد عقلانیت و تجربه بشری:
بشر در طول تاریخ، همواره سعی کرده برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود، راه های بهتری را کشف کند و در این مسیر، مدل های مختلفی را تجربه کرده است. شاید بتوان ادعا کرد که مدل کار جمعی، به عنوان یکی از بهترین گزینه ها برای بشر مطرح بوده و بشر، به اتکاء تجربیات خود ، به ضرورت این نوع کار باور دارد و سعی می کند برنامه های خود را در این قالب به ثمر برساند. حال، برخی عواملی که بشر را به این ضرورت رسانده برمی شمریم:
4-1. همافزايي: در بستر تعاملات جمع، توان و قابلیت های جمع نسبت به جمع جبری توان تک تک افراد، افزایش می یابد که می تواند به علت تأثیر و تأثر در ساحت آگاهی ها، بینش ها و انگیزه ها باشد.
4-2. پیشرفت های بشر در عرصه های مختلف علم و فناوری و نیازهای نوظهور و چند بعدی، او را به سمت دانش ها و تخصص های بین رشته ای سوق داده است. امروز کمتر کاری را می توان یافت که برای انجام آن، نیاز به چند تخصص نباشد.
از طرفی دیگر، گستره و عمق هر علم نیز، عملاً امکان ظهور دانشمندان و متخصصان ذی فنون را از بین برده است. بدیهی است در چنین شرایطی تنها گزینه، کار جمعی عالمان در حیطه ی مشترک چند علم یا تخصص خواهد بود.
4-3. محدوديت زمان: ضرب آهنگ سریع زندگی در جهان امروز، بشر را مجبور کرده که کارهای بزرگ و زمان بر را در قالب کارجمعی، زودتر به سرانجام برساند.
4-4. بهره وری کیفی: تجربه ثابت کرده که در اغلب موارد،کیفیت کارهایی که با عقل و تجربه ی جمعی به نتیجه رسیده، بسیار بالاتر از کارهایی است که بر محور یک فرد به سامان رسیده است.
4-5. محمل تربیت: تجربه نشان داده که بستر کار جمعی، ظرفیت خوبی برای تربیت انسان دارد. تعاملات، همکاریها، ارتباطات، زمینة خوبی برای یک مربی ایجاد می کند که بتواند تربیت شوندگان را در موقعیت های مختلف قرار دهد و استعدادهای آنان را به فعلیت برساند. همچنین برخی صفات انسان فقط در یک تعامل جمعی فرصت بروز و ظهور می یابند.
در پایان، شایان ذکر است که افراد مختلف، ممکن است با ترکیبی های متنوعی از این رویکردها، به ضرورت کار جمعی برسند اما همان گونه که قبلا ذکر شد، این مدخل، نقش بسیار تعیین کننده ای در کار جمعی دارد.
_________________________________
1. مجموعه آثار، ج 15 ص 774
منبع: نشریه اتفاق