::صفحه نخست :: استانها :: آرشيو :: پیوندها  دوشنبه 1389/06/15  
  :: راه نا تمام
  :: سخن دوست
  :: محفل
  :: منظر
 
نام کاربري :
رمز عبور :
    
 
عبارت :
در گروه :
   
   


  گروه مطلب : منظر/

 
مروری بر یك دهه فعالیت حزب جمهوری اسلامی(2)

مروری بر یك دهه فعالیت حزب جمهوری اسلامی(2)
بحران

پژوهشگر: حسین كاووشی

چکیده: ...در واپسین روزهای پاییز «دفتر همكاری‌های رییس جمهور با مردم» در شهر مقدس مشهد، یك گردهمایی بزرگ ترتیب داد. سخنرانان این گردهمایی عبارت بودند از: احمد سلامتیان ، نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی و از یاران نزدیك بنی‌صدر و حجت‌الاسلام حسن لاهوتی اشكوری نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی و امام جمعه رشت. پس از پایان مراسم سخنرانی ، طرفداران بنی‌صدر در مقابل ساختمان حزب جمهوری اسلامی مشهد تجمع كرده و شروع به دادن شعارهای تند و توهین به شخصیت‌های مملكتی نمودند.

معرفی نامزد برای اولین ریاست جمهوری
دومین رقابت انتخاباتی پس از انقلاب، انتخابات ریاست جمهوری بود كه 5 بهمن 1358 برگزار شد. نظر امام خمینی مبنی بر «عدم شركت روحانیون در انتخابات ریاست جمهوری» (1) باعث شد تا مؤسسان حزب جمهوری اسلامی كه همگی روحانی بودند، عملا از شركت در انتخابات به عنوان كاندیدای ریاست جمهوری بازمانند و ناچار كاندیدایی غیر روحانی از حزب معرفی كنند.
اعضای كادر مركزی حزب جمهوری اسلامی در جلسات اوایل دی ماه 1358 به توافق رسیدند كه جلال‌الدین فارسی را به عنوان كاندیدای حزب جهت ریاست جمهوری معرفی كنند. سرانجام در 19 دی ماه در محل دفتر مركزی حزب جمهوری اسلامی، رسما خبر نامزدی وی را اعلام كردند. در این مراسم كه دكتر بهشتی و آقای هاشمی رفسنجانی شركت داشتند، بیانیه تحلیلی حزب در حمایت از جلال‌الدین فارسی برای حاضران قرائت شد. (2)
رقبای حزب جمهوری اسلامی و جلال‌الدین فارسی در انتخابات عبارت بودند از:‌ ابوالحسن بنی‌صدر ، صادق قطب‌زاده ، سید احمد مدنی، كاظم سامی، مسعود رجوی ، صادق طباطبایی ، داریوش فروهر ،‌حسن حبیبی و محمد مكری.
انتخاب جلال‌الدین فارسی به عنوان كاندیدای حزب جمهوری اسلامی برای انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری، با حوادث پیش بینی نشده و سرانجام شكست حزب در این انتخابات همراه شد. یكی از مسائل كه پس از این انتخاب روی داد، ایجاد اولین شكاف بین جامعه روحانیت مبارز و سران حزب جمهوری اسلامی بود. جامعه روحانیت مبارز در این زمان از كاندیداتوری بنی‌صدر حمایت می‌كرد. حجت‌الاسلام عمید زنجانی در این باره می‌گوید: «... اولین شكاف عمیقی كه بین جامعه روحانیت مبارز و اعضای محترم سران حزب جمهوری اسلامی به وجود آمد، در اولین انتخابات ریاست جمهوری بود، اگر چه در جامعه روحانیت مبارز هم اختلاف نظر بود، مثلا فرض كنید كه آقای مهدوی [كنی]‌ اصلا به بنی‌صدر نظر خوشی نداشت و به آقای حبیبی تمایل داشت و می‌گفت مرد متدینی است و آقای امامی هم همین طور بود . به جز این دو نفر،‌ بقیه اعضای جامعه روحانیت [مبارز] ... كلا به سمت بنی‌صدر رفتند و مدعی بودند كه بنی‌صدر آدم لایقی است و امام هم كه نظرشان این است كه روحانی نباشد، بنابراین می‌شود به بنی‌صدر اطمینان كرد». (3)
اما مسأله مهم و تأثیرگذار بر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، با طرح ایرانی الاصل نبودن جلال‌الدین فارسی به وقوع پیوست و منجر به انصراف وی از نامزدی ریاست جمهوری و عدم موفقیت حزب در انتخابات شد. حجت الاسلام ناطق نوری در این باره می‌گوید: «شیخ علی تهرانی بیشتر به این جریان دامن می‌زد. حضرت امام نیز مصلحت اندیشی كرده و فرموده بودند در انتخابات كسی نباشد كه در اصل و ماهیتش تردید است . لذا آقایان حزب [جمهوری اسلامی] قانع شدند و از آقای فارسی منصرف شدند». (4)
پس از طرح مسأله ایرانی‌الاصل نبودن جلال‌الدین فارسی كه مخالفان، او را فردی افغانی می‌دانستند كه نام اصلیش «حكمت‌الله باران چشمه» را تغییر داده است، وی رسما از نامزدی ریاست جمهوری كناره گرفت. (5) وی خود در این باره می‌گوید: «به اتفاق حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی به خدمت امام شرفیاب شدیم. فرمودند : خدا می‌داند یا خدا شاهد است برایم فرقی نمی‌كند كه شما رییس جمهور بشوید یا آقای بنی‌صدر . اولین رییس جمهور ما نباید شبهه‌ای قانونی در موردش باشد ... » (6)
جلال‌الدین فارسی در حالی كناره گرفت كه فقط 9 روز به انتخابات باقی مانده بود، متعاقب این امر و به دلیل حساسیت وضع، كادر مركزی حزب جمهوری اسلامی در قم با علمای حوزه علمیه این شهر جلسه مشتركی تشكیل دادند كه از سه‌شنبه شب 25 دی تا صبح روز بعد ادامه داشت، اما به هر حال نتیجه قطعی آن مشخص نشد. همچنین قرار بود این جلسه در حضور امام برگزار شود.
به دنبال این وقایع، حسن آیت، عضو شورای مركزی حزب احتمال داد كه به لحاظ پاره‌ای ملاحظات انتخابات یك هفته به تعویق بیفتد، اما چنین اتفاقی رخ نداد. (7) حزب جمهوری اسلامی به ناچار فقط به دادن اعلامیه‌ای اكتفا كرد. در این اعلامیه پس از برشماری علل انصراف فارسی، آمده بود: «چون تا روز انتخابات رییس جمهور، فرصت كافی باقی نمانده ، برای حزب، معرفی كاندیدای تازه میسر نیست و نظر اكثریت دفاتر حزب در شهرستان‌ها نیز همین بوده است. ضمن توصیه به خواهران و برادران برای شركت فعال در انتخابات، تأكید می‌نماید كه با توجه به معیارهای اصلی مكتبی، كسی را كه شایستگی نسبی بیشتری دارد، انتخاب كنند و در این تشخیص از آگاهی‌های دقیق خود و صاحب‌نظران به خصوص جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و روحانیون بلاد می‌توانند استفاده كنند». (8)
سرانجام انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری در ایران در پنجم بهمن 1358 برگزار شد و ابوالحسن بنی‌صدر به عنوان اولین رییس جمهور ایران انتخاب شد.
اما وی در محاسبات خود برای آینده و ایجاد كابینه‌ای از افراد تحت نفوذ و امر خود موفق نشد. حزب جمهوری اسلامی به زودی ، پس از مشكلات و شكستی كه در انتخابات ریاست جمهوری متحمل شده بود. تجدید فعالیت خود را در جهت مبارزات انتخاباتی مجلس آغاز كرد. پیروزی در انتخابات مجلس اقتدار بیشتری را در صحنه سیاست كشور ، نصیب طرف برنده می‌كرد.

چالشی به نام بنی‌صدر
حزب جمهوری اسلامی در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی با جامعه روحانیت مبارز ائتلاف كرد و به موفقیت چشمگیری دست یافت و اكثریت مجلس را در اختیار گرفت. 29 تیر 1359 نیز حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی با 146 رأی موافق، به ریاست مجلس برگزیده شد. به این ترتیب ، اكثریت مجلس با ریاست یكی مؤسسان حزب جمهوری اسلامی، در اختیار این حزب قرار گرفت و رقابت‌های سیاسی در سطح كشور به خصوص بین حزب جمهوری اسلامی ، بنی‌صدر و لیبرال‌ها را وارد دور جدیدی كرد.
مهم‌ترین چالش بین گروه‌های مذكور، بر سر انتخاب نخست وزیر به وجود آمد. در این زمان تنها نهادی كه در اختیار نیروهای خط امام (ره) قرار نداشت،‌ریاست جمهوری بود. بنی‌صدر نیز به این مسأله واقف بود و سعی می‌كرد، موقعیت تضعیف شده جناح خود را با انتخاب یك نخست وزیر، كه به نیروهای خط امام (ره) به ویژه حزب جمهوری اسلامی وابسته نباشد. بهبود بخشد. حزب جمهوری اسلامی نیز با تمام توان در صدد بود كه نخست وزیر پیشنهادی و مورد نظرش، این سمت را در اختیار گیرد. لذا با به وجود آمدن این زمینه‌ها و پیش‌فرض‌ها، به سرعت مسأله انتخاب نخست وزیر به یك معضل بزرگ و مهم سیاسی تبدیل شد و بیشتر از آن چه كه انتظار می‌رفت به طول انجامید و تا اواخر شهریور 1359 همه مسایل را تحت الشعاع خود قرار داد. (9)
موضع انتخاب نخست وزیر، از اول مرداد ماه 1359، در جراید مطرح شد و شایعاتی بر سر زبان‌ها افتاد. اولین شخصیتی كه از جانب بنی‌صدر به عنوان نامزد نخست وزیری در سطح جامعه مطرح شد، حجت‌الاسلام سید احمد خمینی، فرزند امام (ره) بود. موضوع این مسأله با مخالفت امام (ره) منتفی شد. در پاسخ امام (ره) به پیشنهاد بنی‌صدر برای نخست وزیری احمد خمینی آمده بود: «بنا ندارم اشخاص منسوب به من، متصدی این امور شوند. احمد خدمت‌گزار ملت است و در این مرحله با آزادی ، بهتر می‌تواند خدمت كند». (10)
پس از پاسخ قاطع امام به نامه بنی‌صدر، روزنامه انقلاب اسلامی در شماره 312 خود مورخ 2/5/1359، بزرگترین تیتر صفحه اول خود را به مسأله نخست وزیری مصطفی میرسلیم اختصاص داد و دیدار وی با امام و رییس جمهور را پشتوانه این خبر كرد. (11) میرسلیم، عضو شورای مركزی حزب جمهوری اسلامی بود و از نظر تشكیلاتی و انضباطی ، تحت نظر و رأی حزب بود و حزب جمهوری اسلامی هم در جلسه 30/4/59 خود، جلال‌الدین فارسی را برای احراز مقام نخست وزیری معرفی نموده بود و در همان جلسه، نامزدی غرضی و میرسلیم نیز مورد بحث قرار گرفته بود، ولی اكثریت حاضر در جلسه، طرح پیشنهاد جلال‌الدین فارسی به مجلس را تأیید كرده بودند. بنابراین اعلام نامزدی میرسلیم با وجود اطلاع از نظر حزب جمهوری اسلامی، یك جوسازی سیاسی بود. اما این نقشه هم ناموفق ماند. بنی‌صدر در پنجم مرداد 59، مصطفی میرسلیم را به عنوان نامزد نخست وزیری، برای كسب رأی تمایل نمایندگان، به مجلس معرفی كرد. (12)
اما با اطلاع از عدم تمایل نمایندگان به این انتخاب،‌ روز بعد طی نامه‌ای، از مجلس خواست تا طرح مسأله نخست وزیری میرسلیم را مسكوت بگذارند. (13)
سرانجام قرار شد تا هیأتی مأمور بررسی صلاحیت كاندیداهای نخست وزیری شدند و با ایجاد ارتباط بین مجلس و بنی‌صدر ، ترتیبی دهند تا شخصی به عنوان نامزد نخست وزیری به مجلس معرفی شود كه هم مورد تأیید بنی‌صدر باشد و هم در مجلس دارای زمینه بوده و موفق به كسب رأی تمایل نمایندگان مجلس گردد.
ظاهرا بنی‌صدر از این كه بتواند خارج از نفوذ قوه مقننه و بودن نظر تمایل نمایندگان مجلس، نخست وزیری منصوب كند، تقریبا ناامید شده بود.
پس از این كه كاندیدای مورد نظر حزب جمهوری اسلامی، جلال‌الدین فارسی مورد تأیید رییس جمهوری و كاندیدای مورد نظر رییس جمهور، میرسلیم مورد تأیید مجلس قرار نگرفت و كار به بن بست رسید و بحث‌ها بالا گرفت، در نهایت با توافق رییس جمهوری و مجلس،‌رییس جمهوری از مجلس خواست افرادی را معرفی كنند تا بنی‌صدر از میان آنان نخست وزیر را انتخاب كند. لذا هیأتی انتخاب شد تا صلاحیت افراد مورد نظر برای تصدی مقام نخست وزیری را بررسی و معرفی نماید.
سرانجام پس از بررسی‌ها، بحث‌ها و مذاكرات پنهان و آشكار، هیأت منتخب بررسی صلاحیت نخست وزیر،‌ نظر نهایی خود را مبنی بر انتخاب محمدعلی رجایی به عنوان نخست وزیر واجد شرایط اعلام كرد. بنی‌صدر ، علی‌رغم میل درونی‌اش، پیشنهاد هیأت بررسی را پذیرفت و هیأت نظر خود مبنی بر انتخاب رجایی را در روز 18 مرداد 1359 اعلام و بنی‌صدر وی را روز بعد به مجلس برای اخذ رأی تمایل معرفی كرد. رأی‌گیری در 20 مرداد صورت گرفت و رجایی با 153 رأی موافق، 24 رأی مخالف و 19 رأی ممتنع از مجموع كل 196 رأی مأخوذه ، با اكثریت آراء به عنوان اولین نخست وزیر پس از انقلاب ، انتخاب شد. (14)
پس از آن چالش برای معرفی كابینه ، بین رجایی و بنی‌صدر آغاز شد. اما هم زمان با جلسه 17 شهریور مجلس ، رخدادی بسیار مهم، همه مسائل را تحت‌الشعاع قرار داد. حتی هاشمی رفسنجانی كه سعی چشم‌گیری در تنش‌زدایی و صبر و بردباری به خرج می‌داد، نتوانست در برابر این واقعه واكنش نشان ندهد. بنی‌صدر در مراسمی كه به مناسبت سالگرد شهدای 17 شهریور، در میدان شهدای تهران برگزار شد، سخنرانی بسیار تند و بی‌پرده‌ای پیرامون مسائل جاری مملكت، وضع كابینه، رقابت‌های سیاسی موجود و بالاخره اهداف و امیال سیاسی خود ایراد كرد.
بنی‌صدر پس از مقدمه چینی، یك‌باره سخن از اقلیتی گفت كه قصد تسخیر همه امكانات سیاسی و نظامی كشور را دارند و اولین هدف آنها رویارویی با رییس جمهور و از میان بردن قدرت اوست. آیت‌الله بهشتی و حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی پس از كسب اجازه از امام (ره) به اظهارات رییس جمهور پاسخ گفتند.

تهمت و ترور برعلیه حزب جمهوری اسلامی
با شروع جنگ تحمیلی در 31 شهریور 1359 ، نیروهای سیاسی و نظامی كشور و رهبران حزب جمهوری اسلامی تصمیم گرفتند از شدت حملات به بنی‌صدر بكاهند، اما استقلال رأی و مواضع خود را حفظ كنند. با این وجود در زمستان 1359، دو واقعه مهم، اختلافات و درگیری‌ها را بین دو جریان مذكور تشدید كرد.
در واپسین روزهای پاییز «دفتر همكاری‌های رییس جمهور با مردم» در شهر مقدس مشهد، یك گردهمایی بزرگ ترتیب داد. سخنرانان این گردهمایی عبارت بودند از: احمد سلامتیان ، نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی و از یاران نزدیك بنی‌صدر و حجت‌الاسلام حسن لاهوتی اشكوری نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی و امام جمعه رشت.
پس از پایان مراسم سخنرانی ، طرفداران رییس جمهور در مقابل ساختمان حزب جمهوری اسلامی مشهد تجمع كرده و شروع به دادن شعارهای تند و توهین به شخصیت‌های مملكتی نمودند. این تظاهرات با تظاهرات طرفداران حزب جمهوری اسلامی كه شعارهای خودشان مانند حزب فقط حزب‌الله، رهبر فقط روح‌الله را سر می‌دادند، همزمان بود.
سخنان سلامتیان و لاهوتی كه به طور كامل در روزنامه انقلاب اسلامی چاپ شده بود، موجی از عكس‌العمل‌های شدید را در میان طرفداران حزب جمهوری اسلامی برانگیخت و تظاهرات وسیع مردمی در شهرهای قم، مشهد و تهران به طرفداری از كادر رهبری حزب جمهوری اسلامی بر پا گردید. بازار به عنوان اعتراض به سخنان سلامتیان و لاهوتی در این سه شهر تعطیل شد و در شهر مشهد، جمعیت انبوهی در حدود نیم میلیون نفر بر پایی تظاهرات عظیمی، طرفداری خود را از روحانیت را اعلام كردند. (15)
در اوج اختلافات بین دو جریان (خط امام از جمله حزب جمهوری اسلامی و جریان لیبرال به رهبری بنی‌صدر) و عدم امكان برای هر گونه مصالحه و سازش، دور تازه‌ای از مبارزات سیاسی آغاز گردید. این دور با سخنرانی سه ساعته بنی‌صدر به مناسبت سالگرد درگذشت دكتر مصدق در دانشگاه تهران در تاریخ 14/12/1359 شروع شد. در این روز كه بعدها به غائله 14 اسفند معروف شد، بنی‌صدر چندین بار مخالفینش را متهم به استفاده از تاكتیك‌هایی نمود كه در آن هدفی جز تضعیف نیروهای مسلح و در نتیجه رییس جمهور به عنوان فرمانده كل قوا نداشته‌اند.
دو روز بعد ازاین واقعه، حزب جمهوری اسلامی طی بیانیه‌ای به طور رسمی بنی‌صدر را مورد سرزنش قرار داد و او را مسؤول درگیری و اغتشاشات خواند و از مقامات قضایی و امنیتی خواست تا فورا نسبت به ادعاهای بنی‌صدر در آن روز رسیدگی كرده و حقایق را برای مردم آشكار كنند. (16)
وقایع سیاسی اواخر دوره ریاست جمهوری بنی‌صدر و تقابل او با نیروهای خط امام و حزب جمهوری اسلامی، باعث نزدیكی بیشتر وی به سازمان مجاهدین خلق شد و رفته رفته نفوذ این سازمان در بنی‌صدر به حد قابل توجهی افزایش یافت، تا جایی كه این گروه حفظ بنی‌صدر در مسند ریاست جمهوری را با سرنوشت خود كاملا گره خورده می‌دانستند و پس از عزل وی نیز به حمایت از وی و در صدد ضربه زدن به نیروهای خط امام و حزب جمهوری اسلامی بر آمدند.
پس از طرح عدم كفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس شورای اسلامی و تصویب عدم كفایت سیاسی رییس جمهور در مجلس، روز اول تیر ماه 1360، حضرت امام خمینی حكم عزل بنی‌صدر از مقام ریاست جمهوری را اعلام كردند.
هم زمان با خلع بنی صدر از قدرت، سازمان مجاهدین خلق با اعلام خاتمه فعالیت‌های سیاسی ، ورود به فاز نظامی را اعلام نموه و با تمامی هواداران خود، حركت مسلحانه‌ای را در 30 خرداد 1360 آغاز كرد و در تاریخ هفتم تیر ماه 1360 توسط یكی از عوامل خود به نام محمدرضا كلاهی دفتر مركزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران را منفجر كردند. حزب جمهوری اسلامی جلسات هفتگی خود را یكشنبه‌ها برگزار می‌كرد. هفتم تیر ماه حدود ساعت 21 در حالی كه دكتر بهشتی در حال سخنرانی بود،‌ انفجار بمب بسیار قوی باعث فرو ریختن ساختمان حزب شد و آیت‌الله بهشتی، دبیركل حزب به همراه 72 تن از حاضران در جلسه از جمله 4 وزیر و 27 نماینده مجلس شورای اسلامی به شهادت رسیدند و تعدادی نیز مجروح شدند. (17)
پس از فاجعه هفتم تیر، حجت‌الاسلام دكتر محمدجواد باهنر در جلسه شورای مركزی حزب جمهوری اسلامی كه عصر روز دوشنبه 8/4/1360 برگزار شد، به دبیركلی حزب انتخاب گردید و در همین جلسه تصمیماتی برای تكمیل اعضای شورای مركزی حزب اتخاذ شد. (18)
فاجعه هفتم تیر با هدف خارج ساختن حزب جمهوری اسلامی و نیروهای خط امام (ره) از عرصه سیاسی كشور توسط ضد انقلاب طراحی و اجرا شد اما بر خلاف اهدافی كه دشمنان انقلاب به دنبال آن بودند، حزب جمهوری اسلامی پس از این فاجعه به موفقیت‌های چشمگیری در صحنه سیاسی كشور دست یافت. كمتر از یك ماه بعد از فاجعه هفتم تیر، دومین انتخابات ریاست جمهوری ایران در تاریخ دوم مرداد 1360 برگزار شد. مجموعا 71 نفر برای انتخابات ثبت نام كردند كه شورای نگهبان از بین آنها صلاحیت چهار نفر یعنی عباس شیبانی ، علی‌اكبر پرورش ، حبیب‌الله عسگراولادی و محمدعلی رجایی را تأیید و در تاریخ یكشنبه 21/4/1360 رسما اعلام كرد. (19)
با وجود حضور علی‌اكبر پرورش، حبیب‌الله عسگراولادی و دكتر عباس شیبانی كه از اعضای برجسته حزب جمهوری اسلامی بودند. محمدعلی رجایی نیز مورد حمایت حزب جمهوری اسلامی قرار گرفت. رجایی با كسب بیش از 12 میلیون رأی به ریاست جمهوری رسید و دكتر محمدجواد باهنر، دبیركل حزب جمهوری اسلامی را به عنوان نخست وزیر به مجلس پیشنهاد كرد. باهنر 14 مرداد 1360 از مجلس رأی اعتماد گرفت و وزرای كابینه‌اش نیز در جلسه علنی 26 مرداد از مجلس رأی اعتماد گرفتند. در میان این وزراء نیز تعدادی از اعضای حزب جمهوری اسلامی بودند: مهندس میرحسین موسوی (وزیر امور خارجه) ، حبیب‌الله عسگراولادی (وزیر بازرگانی)، عبدالمجید معادیخواه (وزیر ارشاد ملی) ، دكتر حسن غفوری‌فرد (وزیر نیرو) و علی‌اكبر پرورش (وزیر آموزش و پرورش).
ریاست جمهوری رجایی تنها 28 روز طول كشید و او به همراه نخست وزیرش، دكتر باهنر در انفجار دفتر نخست وزیری در هشتم شهریور 1360 به شهادت رسید. در ادامه فعالیت‌های تروریستی مخالفان نظام، حجت‌الاسلام عبدالكریم هاشمی‌نژاد، مسؤول دفتر حزب جمهوری اسلامی در مشهد نیز در هفتم مهرماه به شهادت رسید.



پی‌نوشتها:
1 - روزنامه كیهان 9/10/1358
2 - روزنامه جمهوری اسلامی 12/10/1358
3 - خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین عباسعلی عمید زنجانی ، تدوین : محمدعلی حاجی بیگی كندری، تهران: انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی ، 1379، ص 255، 254
4 - خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اكبر ناطق نوری، تدوین: مرتضی میردار، تهران: انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی ، 1382 ، ص 207
5 - فاطمه حیدریان ، بن‌بست غرور ، تهران : انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص 42 و 41
6 - جلال‌الدین فارسی، زوایای تاریك ، تهران : حزب جمهوری اسلامی ، 1361 ، ص 520 ، 519
7 - روزنامه كیهان 26/10/1358
8 - روزنامه‌جمهوری اسلامی 28/10/1358
9 - سجاد راعی گلوجه ، زندگی‌نامه سیاسی شهید رجایی ، تهران: انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1382 ، ص 107 ، 106
10 - چگونگی انتخاب اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران و مكاتبات رجایی با بنی‌صدر ، بی‌جا : روابط عمومی نخست وزیری ، 1360، ص 15
11 - روزنامه انقلاب اسلامی 2/5/1359
12 - همان ، 6/5/1359
13 - همان ، 7/5/1359
14 - سجاد راعی گلوجه ، همان ، ص 115، 114
15 - روزنامه جمهوری اسلامی 20/9/1359 و 26/9/1359
16 - روزنامه جمهوری اسلامی 16/12/1359 و 17/12/1359
17 - روزنامه كیهان 8/4/1360 ؛ روزنامه سلام 7/4/1374
18 - روزنامه جمهوری اسلامی 9/4/1360
19 - شجاع‌الدین میرطاوسی، یادواره شهید محمدعلی رجایی ، تهران: نهضت زنان مسلمان، 1361، ج 1، ص 271



مقاله مرتبط: مروری بر یك دهه فعالیت حزب جمهوری اسلامی(1): تأسیس و شكوفایی
مروری بر یك دهه فعالیت حزب جمهوری اسلامی(3): پایان یك حزب



پیوند مقاله: http://www.irdc.ir/article.asp?id=1850

مراسم تشییع جنازه آیت الله بهشتی و سایر شهدای انفجار دفتر مركزی حزب جمهوری اسلامی
بازديد : 423
زینب سلاطی(غیر عضو) امتياز : 9 21/01/1388
بسیار عالی بود  
 
نظر به مطلب
نام و نام خانوادگی:
آدرس ایمیل:

این مطلب تا چه حد مورد توجه شما قرار گرفته است؟

تا کنون 1 نفر در مورد این مطلب نظر داده اند 
کم زیاد
لطفا متن نظر خود را در این قسمت وارد کنید

 

  :: مطالب مرتبط

  صرفه جویی ؛ رویکردی دینی و عقلانی ادامه ...
  گونه‏شناسى جنبش‏هاى اسلامى معاصر ادامه ...
  مروری بر یك دهه فعالیت حزب جمهوری اسلامی(1) ادامه ...
  نقاط مشترك بسيار زيادي بين اديان بزرگ وجود دارد ادامه ...
  بررسى عرفان در اشعار امام خمينى(ره) و حافظ ادامه ...
  فرهنگ اگر متعلق به مردم نباشد فرهنگ نيست ادامه ...
  چرا حجاب؟ ادامه ...
  چگونگی طراحی پرچم جمهوری اسلامی ایران ادامه ...
  پیروزی نظریه عبادی- سیاسی امام در مورد فلسطین ادامه ...
  گزارش عجیبی از علت ازدواج بهائیان با محارم ادامه ...
< >